چ12122018

Last updateچ, 12 دسامبر 2018 8am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها پيامی برای آن ها که امروز سر قرارشان نيامده بودند

پيامی برای آن ها که امروز سر قرارشان نيامده بودند

و خورشيد، به عنوان قديمی ترين دوست انسان، انسان را هست می خواهد نه است. اگر به کسی برخورديد که با صراحت يا با اشارات و يا با تمهيدات به شما می گويد که خودتان را در من و راه و روش من و آنچه من از شما می خواهم ذوب کنيد، بدانید که او ربطی به خورشید ندارد و احتمالاً شتک يک زردابه ی استفراغ شده است که از بد روزگار، رو به بالا جهیده است

محمد علی اصفهانی ـ وبلاگ ققنوس  ـ دوشنبه 18 مای 2015

چه مصدر «استن» در دستور زبان وجود داشته باشد، و چه مصدر «استن» در دستور زبان وجود نداشته باشد، «است» از مصدر «استن» می آید، نه از مصدر «هستن».
و ميان استن و هستن، فاصله يی وجود دارد به اندازه ی فاصله ی «الفِ» استن تا «هِ» هستن.
یعنی از اول تا درست يکی مانده به آخر:
الف ـ ب ـ پ ت ـ ث ـ ج ـ چ ـ ح ـ خ ـ د ـ ذ ـ ر ـ ز ـ ژ ـ س ـ ش ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ ع ـ غ ـ ف ـ ق ـ ک ـ گ ـ ل ـ م ـ ن ـ و ـ ه ـ ی
درست يکی مانده به آخر.
و نه آخر.
در اين، رازی است که من احتمالاً آن را قبل از آن که الفبا را ياد بگیرم می دانستم بدون آن که بدانم که می دانم.
من نوشتن «ی» را خيلی مشکل ياد گرفتم، و وقتی که می خواستم نوشتن «ی» را ياد بگيرم، آن قدر نوشتم «ی» ـ يعنی آن قدر سعی کردم بنويسم «ی» ـ که کاغذ دفترچه ام سوراخ شد.
کاغذ سنگ نبود که سوراخ نشود.
کاغذ، کاغذ بود. نرم و لطيف.
به لطافت سال های گمشده ی کودکی.
حتی شايد بشود گفت که به لطافت همين چندين سال پيش. سال هايی که هنوز از کامپيوتر و وُرد و يونی کد و اينترنت و اينجور قرتی بازی ها خبری نبود.
و کاغذ، وقتی که آدم هی روی آن بنویسد و هی آنچه نوشته است را پاک کند، بالاخره سوراخ می شود.
کاغذ که سوراخ شد، يکمرتبه روزنه يی به روشنايی در برابر چشمان من که تا آن موقع همه اش فقط به کاغذ دوخته شده بودند باز شد.
و آن وقت ديدم که نور از روزنه می آيد تو، و همه ی ذره های دور و بر مرا با خودش می برد بالا.
ذره ها، روی محور نور که از روزنه می آمد تو می چرخيدند و می رفتند بالا.
و آن «ی» که من نتوانسته بودم بنویسمش هم پيشاپيش آن ها حرکت می کرد.
يعنی نه ذره ها می توانستند به آن برسند، و نه من که نمی توانستم همراه ذره ها چرخ بزنم و بالا بروم می توانستم به آن برسم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای «است» بودن استن کافی است، اما برای «هست» بودن بايد هستی داشت. و هر «هست» ی فقط به همان مقدار از هستی که در خود جا داده باشد است که هست. و «هستی»، هميشه يک «ی» جلوتر از «هست» است.
«ی» هم هميشه دارد پيشاپيش همه ی ذره ها، روی محور نور، بالا می رود تا به قول حافظ «به خلوتگه خورشيد رسد چرخ زنان».
و اگر فرضاً بالاخره يک وقت توانست به خلوتگه خورشيد برسد، سه راه پيش روی خود خواهد داشت:
ـ يا توقف کند،
ـ يا به حرکت خود ادامه دهد،
ـ و يا جذب خورشيد شود.
اگر توقف کند، شب که شد خوابش می برد، و صبح که از خواب بيدار شود می بيند که خورشيد، ديگر پيش او نيست. چرا که خورشيد هيچ وقت توقف نمی کند و همیشه در حال رفتن است.
اگر به حرکت ادامه دهد، چون بعد از خورشید، همه اش تاريکی است، ممکن است که توی تاريکی ها راه را گم کند.
پس قاعدتاً بايد جذب خورشید شود.
ولی لازمه ی جذب خورشید شدن، ذوب شدن در خورشيد است. و آدم اگر در خورشيد ذوب شود، ديگر نمی تواند بگويد «من هستم». حتی اگر خود رنه دکارت هم باشد، در آن صورت، حد اکثرش می تواند بگويد که «من استم».
و خورشيد، به عنوان قديمی ترين دوست انسان، انسان را هست می خواهد نه است.
اگر به کسی برخورديد که با صراحت يا با اشارات و يا با تمهيدات به شما می گويد که خودتان را در من و راه و روش من و آنچه من از شما می خواهم ذوب کنيد، بدانید که او ربطی به خورشید ندارد و احتمالاً شتک يک زردابه ی استفراغ شده است که از بد روزگار، رو به بالا جهیده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اين را امروز خود خورشيد، سر قرار به من گفت.
وقت طلوع.
از پشتِ پنجره ی اتاق.
آن بالا.
دست راست.
البته من تنها کسی نبودم که با خورشيد قرار داشتم. ديگران هم همان موقع با خورشيد قرار داشتند. يعنی خورشيد با آن ها قرار داشت اما آن ها خودشان خبر نداشتند و سر قرارشان نيامده بودند.

۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنين، و کم و بيش در همين روال:
خورشيد و آب ـ برای فردای شب يلدا ـ به همين قلم
www.ghoghnoos.org/ah/hj/kh-ya.html
شکل ها و آدم ها ـ به همين قلم
www.ghoghnoos.org/ao/ob/shekl.html

منبع : سایت ققنوس

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی